محمود نجم آبادى
91
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
همچنين در فقره پنجم آمده است ، پس از آنكه در سلطنت جمشيد كه سيصد سال گذشت ، زمين پر از مواشى و ستور و انسان و سگ و پرنده و آتش سرخ شد و مواشى و ستور و مردم جا براى ماندن نداشتند . آنگاه در فقره دوازدهم چنين آمده كه پس از گذشت ششصد سال از سلطنت جمشيد باز جا براى حيوان و انسان و پرنده نماند . فقره بيستم حاكى است ، كه پس از گذشت هزار سال از سلطنت جمشيد كه با تقدس رفتار نموده كه در آن مدت دنيا مقدس و باعدالت و مثل عالم مجردات بوده است . فقره بيست و يكم حكايت از آن است ، كه جمشيد با نوكرهاى بسيار انجمنى از بهترين مردمان را برداشته به كنار رودى در آرياويج رفت ، و با انجمن كه از فرشتگان مجرد به امر هورامزدا تشكيل گرديده بود ، در كنار رود بهمپيوسته . فقره بيست و دوم حاكى از آن است كه اهورامزدا جمشيد را به آمدن سرماى سختى آگاه ساخته است . آنگاه در فقره بيست و پنجم دستور ساختن محوطههائى ( غارخانه ) به جمشيد داده شده ، كه مربع و هر ضلعش به درازاى يك ميدان اسب باشد ، كه در آن براى سكونت آدميان و گاوهاى شيرده مواشى و ستور و سك و پرنده بسازد . سپس در فقرات بيست و ششم و بيست و هفتم و بيست و هشتم تأكيد بليغ گرديده كه جمشيد در اين غار آب انبار نمايد و خانه و اتاقها و ستونها و ديوارها بسازد ، و نسل بزرگترين و بهترين و قشنگترين مردان و زنان و حيوانات و همچنين خوشبوترين گياه و درخت ببرد تا قطع نسل نشود .